بایگانی برچسب ها : سفرنامه

سفرنامه تفلیس

مقدمه

خرداد امسال با توجه به اینکه تعطیل بودم و هنوز شغل جدیدم رو شروع نکرده بودم تصمیم گرفتم از این فرصت بهترین استفاده رو کنم. چون دوبار ترکیه رفته بودم تصمیم داشتم کشور جدیدی رو امتحان کنم که گزینه هایی مثل آذربایجان، ارمنستان و گرجستان رو داشتم. کشورهای دیگه‌ای هم بودن اما خب من در این زمان وضعیت مالی مناسبی نداشتم. من گرجستان رو به عنوان هدف انتخاب کردم (دلایل: سفر به یک کشور اروپایی اما ارزون! فستیوال ۳ روزه‌ی اپن ایر راک و اجرای بندهای مورد علاقه من، عدم نیاز به ویزا و …) این شد که من به دوست های مختلفم گفتم که بریم اما متاسفانه هرکدوم مشکلات خاص خودشون رو داشتن و نشد که همسفر بشیم. کمی سست شدم و پشیمون که تنها برم اما هرطور بود عزمم رو جزم کرد که هرطور شده برم، حتی تنها! شروع کردم پروازها رو چک کردم و روز چهارشنبه برای جمعه ظهر (۲۶/۳/۹۶) بلیط رفت گرفتم! با توجه به بیکار بودنم محدودیت زمانی خاص نداشتم و تصمیم گرفتم برم و اونجا تصمیم بگیرم که کی برگردم و هروقت خسته شدم و بلیط ارزون بود برگردم.

اقامت

خب راجب اقامت با توجه به اینکه با استفاده از  کوچ سرفینگ  چندین بار مهمون پذیرفته بودم، تصمیم داشتم اینبار سعی کنم برای اولین بار مهمان شدن رو تجربه کنم و هم اینکه هزینه هام رو کمتر کنم. اینطور شد که شروع کردم به درخواست دادن به میزبان های مختلف در تفلیس. به بیست سی نفری درخواست دادم و در بین اون ها یکیشون پذیرفت و اتفاقا بسیار خوشحالم از اینکه مهمانش بودم. انسانی بسیار مهربون و خوب که کلی باهم حرفیدیم و خاطره های خوب ساختیم. اما قبل از رفتن در سایت بوکینگ هم تعدادی هاستل و هتل رو بررسی کرده بودم تا اگر لازم شد به اونجا برم که البته با پذیرایی فوق العاده میزبانم اصلا نیازی به رفتن به جای دیگه نداشتم.

1

ارز

واحد پول گرجستان لاری هستش که حدودا هر لاری معادل ۱۶۰۰ تومن هستش. واحد پول خردشون تتر هست. هر ۱۰۰ تتر برابر با یک لاری هست. به نظر من اگر دلار ببرید و اونجا به لاری چنج کنید به صرفه تر خواهد بود. من از فردوسی هم دلار گرفتم هم لاری. دلار با قیمت ۳۷۲۳ و لاری با قیمت ۱۶۱۵ گرفتم. به عبارتی نسبت دلار به لاری در تهران ۲٫۳ هستش، در حالیکه صرافی های اونجا با نسبت ۲٫۴ تبدیل میکردن و به ازای هر ۱۰۰ دلاری ۲۴۰ لاری میدادن.

سیمکارت

داخل فرودگاه تفلیس، اپراتورهای مختلف شعبه دارن، همونجا برید Geocell یه سیم کارت بگیرید و گوشیتونو بدید تا براتون فعال کنه، انواع تعرفه هارو میتونید انتخاب کنید. سیمکارت رایگانه و فقط باید پول تعرفه رو بدید. من دو گیگ اینترنت گرفتم ۵ لاری. البته اینم بگم که در اکثر خیابون ها و متروهای تفلیس وای فای رایگان هستش!!! فقط کافیه وای فای گوشیتون رو روشن کنید و به Tblisi love u وصل بشید!

فستیوال

برای تهیه ی بلیط فستیوال این امکان برای ایرانی ها فراهم بود که از طریق وبسایت جورجین بست خرید کنند. اما خب من دیر تصمیم گرفتم و یک روز مونده به فستیوال بلیط آنلاین نمونده بود و تصمیم گرفتم برم همونجا و حضوری بلیط رو تهیه کنم که خوشبختانه از لحاظ قیمتی تفاوتی هم نداشت. من بلیط روز اول و سوم (جمعه و یک شنبه) رو بخاطر اجرای بندهای مورد علاقم (آناتما، سودالیزا، آرکایو و …) تهیه کردم. اما روز دوم رو چون شناختی راجب بندهاشون نداشتم و هم اینکه خسته بودم تهیه نکردم و ترجیح دادم بجاش گشت و گذاری داخل شهر داشته باشم.

قبل از رفتن، تعدادی عکس و فیلم راجب فستیوال اپن ایر دیده بودم اما بطور کلی دید خاصی نداشتم. ولی حالا که رفتم میتونم بگم فوق العاده بود. از هر لحاظ فوق العاده بود و اون روزها جز بهترین روزهای زندگیه من بود. حوالی حومه ی شهر تفلیس، دریاچه ای به اسم Lisi هستش که کنار اون دریاچه محیطی دشت مانند هست. بخشی از اون محیط دشت طور رو دورش فنس کشیده بودن و محل برگزاری فستیوال بود. واقعا توصیف اون محیط برام سخت هستش. نمیدونم چطوری باید اون حس فوق العاده رو انتقال بدم. دور تا دور محیط فستیوال پر بود از کافه و بار و کیوسک و اینطور چیزا که انواع نوشیدنی و فست فود رو میتونستی ۲۴ ساعته سفارش بدی. و سه استیج که تو هرکدوم بندهای متنوع و مختلفی اجرا داشتند. فضایی دلنشین و پر از هیجان که در عین حال آرامش بخش هم بود. تنها نقطه ی ضعف بنظر من سرویس های بهداشتی اونجا بود که یکم برای ما ایرانی ها سخت هستش. در مجموع میگم عالی، عالی، عالی بود…

23456

شهر تفلیس

روز شنبه: این روز رو به گشت شهری و استراحت اختصاص دادم. خب قبل از شروع مسافرت من تصمیم داشتم به شهرهای اطراف هم برم. اما با توجه به چند روزی که در فستیوال بودم و وقت کمی که برام مونده بود ترجیح دادم تفلیس رو کامل و در عین حال با آرامش و سر فرصت ببینم. داخل سایت تریپ ادوایزر با تور رایگان یک روزه‌ی تفلیس گردی آشنا شدم که با خوندن نظرات تصمیم گرفتم تجربش کنم که واقعا راضی بودم و تجربه‌ی فوق العاده‌ای بود. من صبح روز شنبه رو به این تور اختصاص دادم. این تور از میدان آزادی روبروی فروشگاه باربری شاپ هر روز ساعت یازده شروع میشه و حدودا سه ساعت هستش. اسم تور لیدر میشا هستش، پسری با انرژی و خوش رو که در طول مسیر اطلاعات جامعی رو در اختیارتون میذاره. تور با پیاده روی تو کوچه پس کوچه های قدیمی تفلیس شروع میشه و سپس به برج زیبای ساعت میرسید و پس از اون به سمت پل صلح. از پل صلح با تله کابین که بلیطش ۲٫۵ لاری هستش به قلعه‌ی ناریکالا میرید و پس از بازدید از قلعه به سمت پل قفل و یک آبشار زیبا میرید و در نهایت پس از گذر از اونجا حمام‌های آب‌گرم رو میبینید و تور تموم میشه. چرا این تور رو انتخاب کنید؟ در طول سه ساعت جاهای مختلفی رو میرید که اگر خودتون بخواید برید شاید یکی دوروز طول بکشه حداقل! یجورایی کلی وقت و هزینتون صرفه‌جویی میشه. شماره‌ی میشا رو میتونید از تو سایت بردارید و شب قبل باهاش هماهنگ کنید. حتما برید، این تور فوق العاده هستش. پس از پایان تور تصمیم گرفتیم نهار بخوریم و به یکی از رستوران‌های همون حوالی رفتم و با توجه به تعریف‌هایی که شنیده بودم خاچاپوری رو سفارش دادم (هم نوع پنیری هو اون نوعی که تخم مرغ داره). راستش به مذاق من خوش نیومد و دوسش نداشتم ! بعدش بجاش کباب گوشت خوک سفارش دادم که بنظرم خوب بود واقعا.

789101211

غروب و شب روز شنبه رو ترجیح دادم کمی تو خیابونای زیبای شهر قدم بزنم و استراحت کنم تا برای روز آخر فستیوال انرژی داشته باشم. خیابون‌های مرجانیشویلی و روستاولی واقعا زیبا هستن و من توصیه میکنم زمانی رو مختص قدم زدن در این خیابون‌ها اختصاص بدید. همچنین پر از فروشگاه‌های مختلف هستن که میتونید خریدهاتون رو هم انجام بدید. برای شام به توصیه میزبانم به انتهای خیابون مرجانیشویلی رفتم که وارد خیابون سنگ فرشی زیبایی شدم که پر از کافه بار و رستوران های خوب بود. همچنین تو این مسیر اجراهای خیابونی زیبایی هم میتونید ببینید. برای شام غذایی به نام pork achakhuri رو به همراه لیموناد سفارش دادم که این غذا ترکیبی از کباب گوشت گوسفند و خوک به همراه سیب زمینی و کمی سبزی بود و بطور کلی راضی بودم.

13 1415

روز دوشنبه: خب روز دوشنبه صبح رو کمی استراحت کردم و بعدش تصمیم گرفتم از خیابون مرجانیشویلی تا کلیسای زیبای سامبا رو پیاده روی کنم تا بافت شهری رو هم ببینم و یجورایی ماجراجویی کرده باشم. کلیسایی سامبا واقعا زیبا بودش و پیشنهاد میکنم حتما برید، همچنین روبروی این کلیسا یک مغازه‌ی شراب فروشی هستش که البته چند نوع مربا و سس و ادویه هم داره. نوع محصولاتش در بسته بندی‌های سنتی هستش که میتونه گزینه‌ی خوبی بعنوان سوغاتی باشه. در ادامه تا غروب داخل شهر قدم زدم و برای استراحت به منزل برگشتم. حوالی ۹ شب مجدد تصمیم گرفتم برم بریون قدمی بزنم، روبروی ایستگاه متروی مرجانیشویلی یکی از شعب مک دونالد هستش، رفتم طبقه‌ی دومش و در اون نما و هوای زیبا یک قهوه خوردم. بعدش مجددا به همون خیابون زیبای سنگ فرشی رفتم که شام بخورم.

1617

روز سه شنبه: خب با توجه به اینکه بلیط برگشت رو برای سه شنبه غروب گرفته بودم، صبح پاشدم و به خیابون روستاولی رفتم و کمی خرید کردم. تو خیابون روستاولی بعد از مک دونالد یک ساختمون بزرگ هستش که عده ای دست فروش اونجا هستن که صنایع دستی میفروشن. بنظر من از اینا خرید کنید خیلی بهترن. کیفیتشون با اجناس فروشگاه ها یکسان بود اما قیمت هاشون خیلی مناسب تر. چونه هم بزنید یکم تخفیف میدن. پس از خرید و گشت تو شهر به خونه برگشتم و وسایلم رو جمع کردم که برم به سمت فرودگاه، خداحافظی و ….

هزینه ها

کل هزینه: ۱٫۷۰۰٫۰۰۰ شامل: پرواز رفت: ۶۰۰، پرواز برگشت: ۲۹۰، عوارض خروج: ۷۵ ،بلیط دو روز فستیوال: ۱۹۰، غذا: ۱۰ وعده میانگین ۲۰ هزار تومن: ۲۰۰، خرید و سوغاتی: ۲۳۵، کرایه ها: در مجموع کرایه های من ۱۱۰ هزار تومن شد (رفتنی از مترو شاهد تا فرودگاه امام، ۲۰ هزار تومن، از فرودگاه تفلیس به میدان آزادی شهر، با توجه به اینکه داخل پرواز با سه نفر دیگه دوست شده بودم، باهم تاکسی گرفتیم و کرایه تقسیم شد و نفری ۵ هزار تومن شد. اونجا هم بلیط مترو خریدیم که هم برای مترو استفاده میشد هم تله کابین، در مجموع حدودا ۱۰ هزارتومن کرایه های داخل شهر شد. با توجه به اینکه محل فستیوال خارج از شهر بود، برای رفتن به اونجا باید به ایستگاه مترو Delisi میرفتیم و از اونجا با شاتل های رایگان به فستیوال میرفتیم. روز اول اطلاع نداشتیم و تاکسی گرفتیم، با سه نفر دوست شدم اونجا و کرایه تقسیم شد و نفری ۴ هزارتومن دادیم. در خصوص برگشت از فستیوال چون من صبح های زود بر میگشتم شاتل نبود و مجبور بودم تاکسی بگیرم. مجددا سیاست شریکی تاکسی گرفتن رو اجرا کردم و هربار با یک نفر همسفر میشدم و هر دوبار ۸ هزار تومن سهمم شد. برای برگشت از شهر به فرودگاه تفلیس تاکسی گرفتم و با چونه زدن ۲۵ هزارتومن بش دادم و همچنین از فرودگاه امام به خونه هم با اسنپ ۳۰ هزار تومن)

نکات تکمیلی

  • گرجستانی‌ها زبون دومشون روسی هست و خیلی هاشون انگلیسی بلد نیستن، اما بچه مدرسه‌ای هاشون خوب بلدن.
  • چونه بزنید و خجالت نکشید، مخصوصا با راننده تاکسی ها و دست فروش‌ها.
  • کرایه دورترین مسیر تو تفلیس ۱۵ الی ۲۰ لاری بیشتر نیست، حواستون باشه پس با توجه به مسافت بین ۲-۳ لاری تا ۱۵ لاری بدید. مثلا میدان ازادی تا فرودگاه حداکثر ۱۵-۱۸ لاری هستش.
  • خیلی جاهارو میتونید پیاده یا با مترو برید، الکی هزینه تاکسی ندید، خیلی راحت از گوگل مپ استفاده کنید.
  • خیابون روستاولی و مرجانیشویلی با توجه به اینکه بسیار زیبا هستن و همچنین موقیعت مرکز شهر بودنشون و داشتن ایستگاه مترو و وجود کلی فروشگاه، مکان مناسبی برای اقامت هستن.
  • اگر میخواید به شهرهای اطراف برید، از ایرانی‌ها تور نگیرید، گرون تر میدن! از خود گرج‌ها بگیرید.

سفرنامه وان

مقدمه

وان مرکز استان وان و بزرگترین شهر در شرق ترکیه هستش. یکی از شهرهای تاریخی و زیبای ترکیه است با جمعیتی نزدیک به ٣۶۱ هزار نفر. مردم این شهر کرد هستن، شهرت جهانی این شهر به دلیل وجود گربه‌های سفید پشمالویی با یک چشم آبی و دیگری زردرنگ است که به گربه وان مشهورند (شکل ۱). جاذبه های گردشگری این شهر عبارتند از: جزیره و کلیسای آختامار (شکل ۲،۳،۴،۵)، دریاچه ی وان، قلعه وان (شکل ۶)، خانه گربه (شکل ۷).

1234567رفت

من و خانوادم تصمیم گرفتیم برای تعطیلات بریم وان، پنج شنبه ظهر (۱۱/۳/۹۶) از تهران به سمت تبریز حرکت کردیم و شب رو در شهر مرند موندیم، فردا صبح از مرند به سمت مرز رازی حرکت کردیم، در این مسیر از شهر خوی عبور کردیم و نهایتا به روستای قطور که لب مرز هستش رسیدیم، ماشین رو ساعت یک در پارکینگ لب مرز گذاشتیم. با توجه به اینکه تعطیلات بود، مرز بسیار شلوغ بود، برای همین عبور کردن از مرز حدودا ۲ ساعت و ربع طول کشید. البته افرادی بودن که ۴۰ هزارتومن رشوه میگرفتن و شمارو از صف عبور میدادن و میتونستید پنج دقیقه ای عبور کنید! ساعت ۳ و نیم پس از عبور از مرز، سوار دلموش شدیم (چیزی شبیه به مینی بوس و ون) نفری ۲۰ لیر کرایه دادیم، حدودا یک ساعت بعد رسیدیم به شهر وان. از لحاظ زمانی ۱ ساعت و نیم تفاوت داریم. دقت کنید که مرز رازی از ساعت ۹ تا ۱۷ به وقت ایران (۷:۳۰ تا ۱۵:۳۰ به وقت محلی) باز هستش.

ارز

برای خرید ارز، خب لب مرز افرادی هستند که لیر و دلار میفروشن اما ترجیح دادیم ریسک نکنیم و ارز رو از مرز نخریم. در شهر خوی هم صرافی هست هم یک سوپر مارکت در ورودی شهر هستش که بسیار معروفه، از هرکی بپرسید نشونتون میده، با توجه به تعطیلی، صرافی ها بسته بودند و ما به سراغ این سوپر مارکت رفتیم، اتفاقا قیمتش بسیار مناسب بود و با تهران فرقی نداشت (دلار: ۳۷۴۵ و لیر: ۱۰۶۵٫ همچنین موقع برگشت میتونین ارزتون رو به قیمت مناسب به همین مغازه بفروشید. ما هم دلار گرفتیم و هم لیر. قبل از سفر خونده بودم که دوستان گفته بودند دلار بهتره، اما من به این نتیجه رسیدم که خرید لیر بهتر هستش. با توجه به قیمتی که گفتم، به ازای هر ۱۰۰ دلار ۳۵۱ لیر میتونستیم بگیرم. اما وقتی در وان به صرافی (Doviz) رفتیم، به ازای هر ۱۰۰ دلار ۳۴۸ لیر بهمون داد.

نکته: من قبلا هم که استانبول بودم، به این نتیجه رسیدم که بعضی صرافی ها خوب دلار رو به لیر تبدیل نمی کنند، به همین دلیل پیشنهاد میکنم، از فروشگاه ها هم قیمت بگیرید. فروشگاه های LcWaikiki، DeFacto، Flo و Koton اغلب به قیمت خوبی دلار رو به لیر تبدیل میکنند و گاهی حتی بهتر از صرافی ها. همچنین اینکه در بعضی فروشگاه ها هم حواستون باشه، گاهی دلارتون خیلی خیلی ارزون تبدیل به لیر میکنند!

عوارض

خب عوارض رو در هرجایی متونین پرداخت کنید، دقت کنید که هر شخص به نام خودش پرداخت کنه،۲۵۰۰۰ تومان برای خروج از کشور به صورت زمینی، ۳۰۰۰ تومن هم عوارض به نام شهرداری قطور. لب مرز افرادی هستن که فیش عوارض می فروشن! ولی اطلاعیه زدن که از این افراد خرید نکنید! البته من دیدم که کسایی رو که خریده بودن رو راه میدادن ولی خب افسر بهشون تذکر داد که چرا خریدیدو مگر ننوشتیم که نخرید! در کل ریسک نکنید و سر حوصله همون بانک ملی شهرتون پرداخت کنید.

هتل:

به طور کلی برای رزرو هتل در سراسر دنیا میتونید از وبسایت یا اپلیکیشن بوکینگ (Booking) استفاده کنید. و یا اینکه همینطوری حضوری برید و هتل پیدا کنید. ما چون قبلا هم همین هتل اومده بودیم مجددا همین رو انتخاب کردیم. هر نفر شبی ۵۰ لیر. این هتل موقیعتش خوب بود، اتاقا تمیز، و صبحونه ی خوبی هم داشت. با توجه به مبلغش به نظرم هتل خوبی بود.

خرید

خب به‌طور کلی لباس تو ترکیه ارزون هستش اما یک سری نکات هستش که در طول سفر قبلیم به استانبول که حدودا ۱۰ روز کامل رو صرف خرید از پاساژای مختلف کرده بودم، متوجه شدم.

اگر بتونید سفرتون رو در مواقع خاص که حراجی های بزرگ هستش برید بسیار بهتر هستش (دی ماه برای خرید لباس زمستونی، شهریور ماه برای خرید لباس تابستونی و برخی مناسبت ها).

ایندریم (indirim) یعنی تخفیف، اما دقت کنید، روی یک قفسه لباس برای مثال نوشته شده ۲۹ لیر، این به این معنا نیست که تمام لباسای اون قفسه ۲۹ لیر هستش، اغلب یعنی اینکه لباسا از ۲۹ لیر شروع میشه به بالا ! حتما روی اتکیت قیمت هر لباس رو بخونید.

همچنین حتما موقع حساب کردن حواستون باشه، گاهی اوقات سهوا اشتباه رخ میده. برای مثال من از فروشگاه زارا استانبول، شلواری ۲۰۰ لیر قیمتش بود که پس از تخفیف و تک سایز بودن شده بود ۴۰ لیر، وقتی رفتم برای حساب کردن دیدم که فاکتور خیلی زیاد شده! بعد که دقت کردم دیدم تو فاکتور قیمت اصلی لحاظ شده و تخفیف در نظر گرفته نشده! به فروشنده گفتم و ایشون عذرخواهی کرد و اصلاح کرد قیمت رو.

روز اول:

خب ما ساعت ۳ به وقت محلی (۵ و نیم به وقت تهران) رسیدیم به وان، در ابتدا رفتیم یک هتل در همون نزدیکی به اسم ایلوان (Ilvan) جا گرفتیم و سپس رفتیم داخل شهر گشتیم و شام خوردیم. آخر شب من تصمیم گرفتم برم بار موزیک گوش بدم، کنار هتلمون یک بار خوب و قشنگ به اسم موتو (Motto) بودش که هر شب موزیک زنده داره، هم نوشیدنی داره هم غذا، من یه آبجو گرفتم ۱۰ لیر و یه ساعتی نشستم و از موزیک لذت بردم.

روز دوم:

صبح پس از صرف صبحانه با دلموش های گاواش (Gavas) به سمت جزیره آختامار رفتیم. از جزیره نفری ۱۵ لیر دادیم و با قایق به جزیره رفتیم. کرایه رفت و برگشت بود. اونجا ۴۵ دقیقه وقت دادن که جزیره و کلیسا رو ببینیم. اونجا بلیط ورودی ۱۰ لیر بود. اما هیچکس بلیط مارو چک نکرد و نگرفت. فک کنم اگرم نمیخریدم اتفاق خاصی نمیفتاد! کلا کسی چک نکرد. هم اینکه اومدنی تو قایق بلیطی چیزی به ما ندادن و موقع برگشت یه قایق دیگه سوارمون کرد! یعنی فک کنم اگر بیشتر از ۴۵ دقیقه هم میگشتیم کسی نمیفهمید و با قایقای بعدی برمیگشتیم. چون اصلا معلوم نبود ما با کی اومدیم و با کی برمیگردیم. از اونجایی که جزیره واقعا زیبا بود و آرامش بخش من دوس داشتم زیاد بمونم و لذت ببرم ولی خب فکر کردم قایقمون میره و جا میمونیم. اگر بار دیگه ای قسمت شه برم، این ریسک رو خواهم کرد و دو سه ساعتی رو در اونجا خواهم گذروند. نزدیکای ۲ ظهر که به شهر برگشتیم، سوار دلموشای (Kale) شدیم و با یک و نیم لیر به سمت قلعه و خانه گربه ها رفتیم. در کنار خانه گربه ها یک بازار نقره فروشی هست که پیشنهاد میکنم اونجا حتما چای سیب هم بخورید، خوشمزه بود واقعا. حوالی غروب به مرکز شهر برگشتیم و پس از یک ساعت استراحت در هتل رفتیم غذا و نوشیدنی خوردیم و برای خرید به بیرون رفتیم. در خصوص خرید کردن کلا باید بگم که بسته به شخص داره! مثلا من استانبول که بودم، ۱۰ روز کامل رو خرید کردم فقط ! یعنی اگر بازم پول داشتم خرید میکردم هی! اصلا سیری ناپذیرطور ! ولی خب این بار خرید زیادی نداشتم فقط چندتا چیز ساده میخواستم و دقیقا میدونستم کدوم فروشگاه ها باید برم، برای همین زیاد اذیت نشدم و تو همین یک شب تونستم خریدم رو انجام بدم. اما خب بقیه اعضای خانواده وقت کم آوردن و خریدشون ناقص موند! چون فردا صبحش میخواستیم برگردیم! در کل یک ونیم روز واقعا کم بود!

در خصوص فروشگاه، به‌طور کلی LcWaikiki، DeFacto، Flo، Koton، Rodi Park، Viar قیمتاشون مناسب، ولی انتظار نداشته باشید مثلا برید فروشگاه آدیداس و کتونی بخرید۷۰ هزار تومن! نه از این خبرا هم نیست. اما راجب کفش بهتون پیشنهاد میکنم حتما Flo یه سر برید، این فروشگاه زنجیره ای تمامی مارک های عالی، معمولی و متفرقه رو داره، یعنی همه جوره داره. مثلا گاهی میبینید مثلا نایک یا آدیداس تک سایز یا مدل سال قبل رو با قیمت خیلی خوب گذاشته. برای خرید وسایل خورکی هم حتما برید طبقه زیرین پاساژ AVM، یک هایپر مارکت مانند هستش که هم قیمتاش مناسبه هم گاهی تحفیفای خیلی خوبی داره (شکل ۸). فرشگاه های میگروس هم عالی هستند، البته من تو شهر وان ندیدم ولی شهرای دیگه ی ترکیه اگه رفتید حتما از میگروس وسایل خوراکی رو بخرید.

8روز سوم:

صبح پاشیدم صبحونه رو خوردیم و برگشتیم! تو چهار راه تقاطع خیابون جمهوری (Cumhuriyet) و کاظیم کارابکیر (Kazim Karabekir) چندتا مغازه هستند که میتونید بلیط بگیرید، واس خوی، تبریز یا مرز، قیمت دلموش تا مرز رو این آژانسا ۲۰ لیر حساب میکنند اما قیمت اصلیش ۱۵ لیره، با دلموشی که میاید شمارشو بگیرید و برگشتنی به همون زنگ بزنید یا به هتل بگید براتون زنگ بزنه، میاد دم در هتل برتون میداره میبره.

نکات تکمیلی

هر نفر به طور قانونی میتونه با خودش ۳ بکس سیگار ببره، قیمت سیگار اونور حدودا ۱۰ هزار تومن گرون تره، اگه دلتون خواست با خودتون سیگار کنت ببرید و اونور داخل شهر به سیگارفروشای دست فروش بفروشید. مخصوصا اگه تعدادتون زیاده، مثلا ما ۸ نفر بودیم، ۲۴بکس بردیم و خب حدودا ۲۵۰ هزار تومن سود کردیم!

گویا پارک آبی جدیدی افتتاح شده اما خب ما نرفتیم و ازش اطلاع ندارم.

تو مرز نوشته اعتبار پاسپورت باید بیش از ۱۵۰روز (۵ماه باشه)، اونجا که رسیدیم فهمیدیم یکیمون اعتبارش ۴ ماهه، واس همین یکم استرس گرفتیم، اما اونجا کلا جو یجوریه که میشه کنار اومد باهم، واس همین رفت داخل و یه صحبتی کرد و رد شد رفت. اگه یوقت مشکلی پیش اومد سعی کنید آروم باشید و یه صحبتی کنید و برید (;

من که مشکل خاصی با اهالی اونجا نداشتم و آدمای خوبی بودن و راهنماییم هم کردن، اما بطور کلی احتیاط همه جا واجب، سعی کنید پولاتون رو تو جیباتون پخش کنید و مواظب باشید دیگه. همچنین اغلب پیشنهادایی که ایرانیای اونجا میدن گرون و بی کیفیت هستش، یجورایی دلال هستن!

نزدیک میدان بش یول، مغازه‌ی Simit Saray هستش که فرشگاه معروف و زنجیره ای هست، کیفیت غذاها و بستنی و نوشیدنی هاش بسیر خوبه (شکل ۹).

9هزینه

هزینه های من ۶۰۰ هزار تومن شد که به ترتیب شامل این موارد بودش: ۳۰ عوارض، ۷۰ کرایه مرز تا وان و کرایه های داخل شهر، ۱۰۰ دو شب هتل، ۱۰۰ خورد و خوراک، ۳۰۰ خرید. البته این خرج شامل کرایه تهران تا مرز و برگشتش نیست چون با ماشین اقوام بود.

“به کردار کرگدن، تنها سفر کن”

ارسال شده در بوسیله

مقدمه

تو دوران مدرسه همیشه درس جغرافیا کلی جذابیت برام داشت و از خوندنش لذت میبردم. اون موقع ها از اینکه داشتم با کره زمین، کشورها، اقلیم و … آشنا میشدم از صمیم قلب ذوق میکردم. ‌یادم نیست چند سالم بود، ولی خیلی کوچک بودم که خالم یک اطلس جغرافیا داشت، اون موقع ها اون کتاب سقف آرزوهای من بود. اون کتاب رو ازش یه مدت قرض گرفتم و شروع کردم به شناخت کشورها از لحاظ موقیعت جغرافیایی، شهرها، پایتخت، واحد پول، دین و … . ‌یادمه اونقدری ذوق داشتم که پایتخت و واحد پول بسیاری از کشورها رو حفظ کردم و همیشه به این موضوع افتخار میکردم! همون دوران همیشه وقتی بابام روزنامه میگرفت، میشستم تبلیغات تورها رو نگاه میکردم و برنامه ریزی میکردم که یه روزی این پول رو درمیارم و این سفرهارو میرم، اون موقع ها کلی فکر داشتم که یه روزی مثلا جهانگردی بشم. این موضوع همیشه تو اعماق ذهن من بود اما با گذشت زمان کم کم لابلای ذهنم خاک میشد و دغدغه های زندگی فرصت فکر کردن به رویاهام رو از من میگرفت. زمان گذشت و گذشت و بطور اتفاقی سال ۹۴ این فرصت پیش اومد که دو هفته ای رو خانوادگی به استانبول بریم. اتفاقا خونه‌ی همون خاله‌ی عزیزم که اون اطلس رو اون قدیما بمن داده بود. و اینجا بود که اون شوق و افکار دوباره به سراغ من برگشت و پیش خودم گفتم هرچند سخت ولی حداقل تلاشت رو بکن. حداقل همین چندتا کشور اطراف برو. اینطور شد که من ذره ذره به فکر سفر کردن افتادم و یکی از برنامه های اصلیم در زندگیم هست و خواهد بود.

در خصوص سفر کردن یکی از چالش های اصلی، نداشتن همسفر هستش. مدت ها منتظر این رفیق، اون دوست، اون فامیل موندن تا‌یکی پیدا شه باهات بیاد، اما وقت تلف کردنی بیش نیست. راستش برای اولین بار تنها سفر کردن، انگیزه‌ی بالایی میخواد و اون اولش کلی تو دلت خالی میشه و کلی سوال و استرس تو ذهنت میاد. اما پس از اولین بار که تنها سفر کردید، خندتون میگیره به تمامشون. حوالی بهار ۹۶ بود که دیگه از همه‌ی این موضوعات خسته بودم و یجورایی زده بودم به سیم آخر، و دیگه نمیخواستم منتظر دیگران بمونم و بخاطر تنها بودن نرم سفر. این شد که شروع به تحقیق و خوندن سفرنامه ها کردم و یجورایی خودمو آماده‌ی این ماجراجویی بزرگ کردم. اولین سفر تنهایی من به گرجستان بود و خیلی خوشحال و راضی ام که این طلسم رو شکوندم و رفتم. من از همه کسانی که با نوشتن سفرنامه هاشون، به من و دیگران کمک کردند و میکنند، تشکر میکنم و تصمیم دارم از این به بعد خودم هم از سفرهام مطلبی بنویسم تا شاید روزی برای کسی مفید باشه. به امید سفرها و موفقیت های بیشتر…