انتخاب رشته

مقدمه

بطور کلی در انتخاب رشته سه فاکتور مهم وجود داره که باید بهشون توجه کرد:

۱- رشته ۲- شهر ۳- نوع دانشگاه

انتخاب رشته ای مناسب خواهد بود که تلفیقی از این سه پارامتر باشه. اینکه صرفا بخواید فقط به یکی از این پارامترها توجه کنید و بقیه رو نادیده بگیرید منطقی نیست و انتخاب رشته مناسبی نخواهید داشت.

بطور کلی انتخاب رشته بستگی به هدف شما و برنامه ای که برای آیندتون دارید بستگی داره. تو قدم اول بهتره چندتا سوال از خودتون بپرسید:

الف) برای چی میخواید دانشگاه برید؟ وقت گذرونی؟ پیدا کردن دوست های جدید؟ در اجتماع بودن؟ شخصیت و پرستیژ پیدا کردن؟ آینده شغلی مناسب داشتن؟ مدرک واس ارائه در مجلس خواستگاری؟!

ب) قرار است در آینده در این رشته کار کنید؟ یا که نه دوس دارید به علت علاقه این رشته رو بخونید اما شغلتون چیز دیگه ای خواهد بود؟

ج) ارشد و دکترا هم میخواهید بخونید؟ میخواهید اپلای کنید؟

  • رشته (۴۰%)

خب در قدم اول باید ببینید چه رشته هایی رو دوس دارید، دوس داشتن از دیدگاه هر شخصی معنای متفاوتی میتونه داشته باشه!

رشته ای رو دوس داری که با کلاس باشه و جایگاه اجتماعی بالایی داشته باشه؟ از نظر من، رفتار،دیدگاه، نحوه برخورد و طرز لباس پوشیدن هست که به شما شخصیت و پرستیژ میده نه اسم رشتتون !

رشته ای رو دوس داری که راحت باشه؟ واقعا درک نمیکنم چجوری یه رشته راحت خواهد بود ! هر رشته ای سختی خودشو داره، امکان داره یک رشته برای شخصی راحت باشه برای یکی دیگه سخت! رشته ها سخت و یا آسون نیستن، این شما هستید که هرکدومتون تو یه بخشی قوی و ضعیف هستید پس باید به شناخت خودتون بپردازید و با این شناخت ببینید که تو چه رشته ای میتونید موفق باشید.

رشته ای رو دوس داری که آینده شغلی و درآمد خوبی داشته باشه؟ این قسمت تقریبا مهم هستش و تقریبا تا حدودی به شرایط اجتماعی، محل سکونت، سطح آگاهی و دانش شخصی، موقیعت های خانوادگی ( پارتی !) و … بستگی داره!

در بحث رشته باید به چند نکته توجه کنید:

جامعیت رشته: رشته ای رو انتخاب کنید که ترجیحا جامع باشه و یا حداقل رشته های جامع رو در الویت بذارید: مهندسی مکانیک ، کامپیوتر، عمران، برق، معماری و …

یعنی اینکه سعی نکنید وارد یه گرایش خیلی خاص بشید چون در آینده اگر به هر دلیلی بخواهید تو مسیرتون تغییر کوچیکی بدید خیلی سخت خواهد بود! مخصوصا در مقطع کارشناسی: چون آینده کاری شما بستگی زیادی به کارشناسیتون داره نه ارشد! به زبون ساده مقطع کارشناسی فن و مهارت شما برای بازار کار هستش، اما ارشد استفاده از مباحث پایه برای انجام یک پژوهش هستش!

مثال) مهندسی عمران بخونم یا نقشه برداری، شهرسازی، آب؟! قطعا عمران، چرا؟ چون کسی که عمران خونده میتونه در آینده تو گرایش های مختلف عمران از جمله نقشه برداری و بقیه موارد کار و پژوهش کنه اما کسی که نقشه برداری خونده براش خیلی سخت تره که بخواد وارد بقیه گرایش ها بشه! ( حرکت از کل به جز راحت تره)

نکته: مزیت دیگه ی رشته جامع این هستش که چه تو بازار کار و چه تو تحصیلات تکمیلی، قدرت انتخاب با گستره وسیعی خواهید داشت.

بازار کار: به هر حال پول نقش غیر قابل انکاری در زندگی هر شخصی داره و حتما باید مد نظر قرار بگیره، بعضی رشته ها هستن که شما دوسشون دارید اما ممکن بازار کار خوبی نداشته باشند، چیکار کنیم؟ اگر پشت کار و همت خیلی قوی داری پس تو هر زمینه ای میتونی موفق باشی حتی یک رشته با بازار کار بد اما اگر فقط علاقه دارید و اون همت قوی رو ندارید کمتر به علایقتون توجه کنید و یکم منطقی بشید. و یا اگر وضع مالی خوبی دارید و براتون درامدزایی مهم نیست خب برید همون رشته ای که دوس دارید حتی با بازار کار بد رو انتخاب کنید.

نکته: اگر هدف شما اپلای هستش یکم دقت نظر بیشتری داشته باشید و دیدگاهتون باید عوض بشه، بعضی رشته ها هستن که داخل کشور نسبتا بازار خوبی ندارن اما بلعکس برای اپلای بسیار مناسب هستن و برعکس بعضی رشته ها در داخل، بازار خوبی دارن اما برای اپلای مناسب نیستن!

برای جمع بندی این قسمت، نظر شخصی من یک رشته ی جامع با بازار کار خوب برای مقطع کارشناسی هست و برای مقطع ارشد رشته ای مناسب با بازار کار خوب در خارج از کشور برای اپلای….به همین دلیل من خودم در کارشناسی، مکانیک رو انتخاب کردم که بازار نسبتا خوبی داشت و جامع بود و تو مقطع ارشد مهندسی پزشکی رفتم که بازار خوبی در خارج از کشور داره و برای اپلای مناسب هستش 😉

  • شهر (۳۰%)

این حرف که بگید هرجا شد میرم حرف درستی نیست، مث مدرسه نیست که صبح بری ظهر بیای خونه!

شما قراره در اون شهر زندگی کنی و هرچقدر هم زود به زود بری خونه باز شما شهروند اون شهر هستی و داری اونجا زندگی میکنی.

آب و هوا، زیبایی و فرهنگ اون شهر مهم هستش: قرار نیست فقط درس بخونی، یک فرد تحصیل کرده با دانش بالا اما افسرده و خسته نه بدرده جامعه میخوره نه خانوادش، همون بهتر که تحصیل نمیکرد :/ !

مسافت: به هرحال مسافت اهمیت داره چون شما قراره رفت و آمد کنید و به خونه برید، شاید کم برید خونه ولی به هرحال هرچقدرم که دیر برید باز تو مسافت طولانی خسته میشید.

شهر خودتون: خب در شهر خودتون از مزایای زیادی میتونید بهره مند بشید و طبیعتا هزینه هاتون کمتر خواهد بود و دور از خانواده نخواهید بود و شاید این امکان براتون باشه که حین تحصیل کار هم بکنید. همچنین اگر قبل از دانشگاه فعالیت های جانبی مثل ورزش، موسیقی و … داشتید میتونید حین تحصیل در شهر خودتون راحت تر اون فعالیت ها رو ادامه بدید.

شهرهای بزرگ: (تهران، اصفهان و …): شهرهای بزرگ معمولا از لحاظ امکانات تحصیلی و همچنین فضاهای شغلی بهتر هستن، که این مورد امتیاز بزرگی هستش و البته این شهرها معضلات خودشون رو هم دارند: مثل شلوغی، آلودگی و …

شخصا راجب شهرهای کوچیک و دور نظری ندارم و به نظرم مناسب نیستن ( نظر شخصی )

نکته: یک موضوع مهم در شهری به غیر از شهر محل سکونت هست: وقتی شما به شهر دیگه ای سفر میکنید همزمان برای شما یک چالش بوجود میاد که این چالش هم میتونه مثبت باشه و باعث افزایش تجربه و پخته شدن شما باشه و هم میتونه منفی باشه و شمارو نا امید و منزوی کنه، به هرحال در شهر دیگه شما از خانواده دور هستید و یکم مسائل عاطفی تأثیرگذاره اما از طرف دیگه شما تجربه مستقل شدن رو تا حدودی پیدا میکنید، نکته خیلی مهم اینه که شما تعیین کننده هستید که این چالش مثبت براتون بشه یا منفی، دوستاتون رو هوشمندانه انتخاب کنید، خیلی هوشمندانه، انتخاب دوست خیلی خیلی مهم هستش، خیلی، اونقدری که هرچی تاکید میکنم حس میکنم باز کمه، دوستاتونو هوشمندانه انتخاب کنید. هدف من نصیحت نیست، خیلی کوچیکتر از اونم که بخوام نصیحت کنیم، هم سنیم و فقط میخوام دیدگاه و روش زندگیمو بگم، ما بزرگ شدیم و دیگه خانواده همش نمیتونن دنبالمون باشن، خیالمون راحت هرکاری کنیم کسی باخبر نمیشه اما هرچیزی حد داره، نمیگم لذت نبرید اتفاقا سعی کنید تو این دوران بیشترین تفریح رو کنید، تفریح که کنید باعث پیشرفت تحصیلیتون هم میشه! یه جمله هست که بش اعتقاد دارم: کارایی رو بکن که خودت از خودت خجالت نکشی….

  • نوع دانشگاه (روزانه، نوبت دوم، آزاد و …) (۳۰%)

فلانی دولتی قبول شده پس حتما موفق میشه و اونیکه آزاده نمیتونه بشه! نعععععع اینطور نیست.

دو نکته لازمه که بگم: هستن کسایی که تو آزادن اما از خیلی از بچه های دولتی(روزانه) موفق ترند! به عبارتی بهتره میزان موفقیت، بر اساس نوع دانشگاه رو نسبی مقایسه کنیم نه مطلق. مثال

روزانه و نوبت دوم: ۸۰ %

آزاد و پیام نور و علمی کاربردی و … ۲۰%

این اعداد صرفا کیفی هستن و شاخص خاصی ندارن و دقیق نیستن!

این مقایسه یعنی چی؟ یعنی اینکه تو دانشگاه های خوب دولتی از هر ۱۰ تا ۸تاشون هدف دارن و موفق میشن و تو سایر از هر ۱۰ تا ۲تاشون، خب طبیعی هم هست چون از فیلترهای بیشتری رد شدن و غربال شدن! همونطور که میبینید هستن کسایی که تو آزاد و … موفق میشن و همونطور کسایی که دانشگاه های خوب دولتی موفق نمیشن!

پس بطور کلی باز به دانشجو بستگی داره و اون همت و تلاش و هوشمندیش، نه نوع دانشگاه! البته قبول دارم که خب در دانشگاه های خوب، هم امکانات بیشتری هست هم اساتید با تجربه اما خود دانشجو خیلی مهم هستش.

نکته دوم: یک موضوع زیرکانه و آینده نگرانه هم وجود داره که اونم اینه که وقتی از دانشگاه خوب میاید بیرون شما دوستانی دارید که دانشگاه خوب تحصیل کردن و طبیعتا در آینده هم مراتب شغلی خوبی دارن! به عبارتی شما ارتباطاته گسترده تری خواهید داشت…

  • جمع بندی

خب سعی کردم تو مباحثی که خوندید یک دید کلی بهتون بدم، حالا این شما هستید که با توجه به اهدافتون باید این سه پارامترو تلفیق کنید و یه انتخاب رشته ی مناسب رو انجام بدید، به نظر شخصیم، رشته ۴۰%، شهر ۳۰% و نوع دانشگاه هم ۳۰ % اهمیت داره. البته با توجه به هدفتون این درصدها میتونه متغیر باشه.

موفق باشید…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *